مدیریت سبد سهام در اوراق بهادار با کمک كنترل ورشكستگی
هر سرمایهگذاری که در بازار اقدام به سرمایهگذاری میکند از سرمایهگذاری صورت گرفته مقدار مشخصی بازده (سود) انتظار دارد و در مقابل مقدار مشخصی هم ریسک (عدم دستیابی به بازده مورد نظر) را به جان میخرد. در خصوص هر تصمیمی كه در خصوص سرمایهگذاری در هر بازار صورت میگیرد، پیوند بسیار تنگاتنگی بین ریسك و بازده هر یک از سرمایهگذاریها وجود دارد.
در واقع میزان سرمایهگذاری صورت گرفته توسط هر سرمایهگذار، وابسته به مقادیر بازده و ریسک است. باید توجه داشت كه دنیای واقعی متاثر از تاثیر عوامل اقتصادی مختلف بر روی یكدیگر است. به طور مثال، تقاضا برای كالای مصرفی را در نظر بگیرید كه فقط توسط دو شركت به آن پاسخ داده میشود. زمانی كه وضعیت شركت اول دچار بحران میشود، شركت دوم سهم بازار بیشتری كسب میکند و برعكس.
حال فرض كنید كه سرمایهگذاری قصد خرید سهام این دو شركت را دارد. دو حالت برای سرمایهگذار وجود دارد:
حالت اول اینكه اقدام به خرید سهام فقط یكی از شرکتها كند.
حالت دوم این است كه بخشی از سرمایه خود را به خرید سهام شركت اول و بخشی دیگر را به شركت دوم اختصاص دهد.
در حالت اول ممكن است كه سرمایهگذار بازده قابل توجهی (با توجه به افزایش ارزش سهم شرکت) به دست آورد، ولی از طرفی ممكن است كه شركت دیگر اقدام به اصلاح سازوکار داخلی خود كند تا بتواند در رقابت با شركت مقابل پیروز شود و در نتیجه شرکت اول دچار کاهش شدید قیمت سهام شود.
اما در حالت دوم به دلیل اینكه سرمایهگذار در تخصیص سرمایههای خود به شركت برتر، به صورت یكجا و كامل عمل نكرده و پیشبینی رشد شركت رقیب را در نظر گرفته است، اقدام به کاهش ریسک سرمایهگذاری خود کرده است. در واقع سرمایهگذار با خرید بخشی از سهام دو شركت اقدام به تشكیل پرتفوی (سبد سهام portfolio) كرده است.
معنی ساده واژه پرتفوی، سبد سرمایهگذاری به طور عام و سبد سهام از تركیب داراییهای سرمایهگذاری شده توسط یك سرمایهگذار است.
تحلیل سرمایهگذاری در اوراق بهادار در دو چارچوب كلی مورد بحث قرار میگیرد :
الف) تحلیل و گزینش سهام به طور جداگانه و منفرد – اعم از سهام شرکتهای خدماتی، سرمایهگذاری و تولیدی موجود در بورس اوراق بهادار.
ب)تشكیل سبدی از سهام.
در چارچوب اول، تحلیل تكنیكی و رویكرد بنیادی معیار خرید و فروش برای سرمایهگذار است.
در چارچوب دوم نظریه نوین پرتفوی، نظریه بازار سرمایه و فرضیه بازار كارآ مطرح میشود.
در سال 1950، هری مارکویتز مدل پیشنهادی خود را برای انتخاب پرتفولیو ارائه كرد. مدل میانگین (بازده) - واریانس (ریسک) مارکویتز، مشهورترین و متداولترین رویکرد در مساله تصمیم در مورد سرمایهگذاری است. در سال 1990 بود که مارکویتز به واسطه مدل ارائه شده جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
دلیل اعطای جایزه نوبل به مارکویتز پی بردن به این نکته بود که مجموع ریسک تکداراییها از ریسک سبد تشکیل شده از داراییها بزرگتر است. همچنان باید به این نکته اشاره داشت که به عقیده برخی اندیشمندان، کارآترین وسیله برای انتخاب پرتفولیوی بهینه، مدل برنامهریزی ریاضی ارائه شده توسط مارکویتز است. از برجستهترین نکات مورد توجه در مدل مارکویتز توجه به ریسک سرمایهگذاری نه تنها بر اساس انحراف معیار یک سهام، بلکه با توجه به ریسک مجموعه سرمایهگذاری است.
مفروضات مدل مارکویتز عبارتند از:
1- سرمایهگذاران ریسک گریزند و مطلوبیت مورد انتظار افزایشی است.
2- سرمایهگذاران پرتفولیو را بر مبنای میانگین و واریانس مورد انتظار عایدی انتخاب كنند.
3- هر سرمایهگذاری تا بینهایت قابل تقسیم است.
4- سرمایهگذاران افق زمانی یک دورهای داشته و این برای همه سرمایهگذاران مشابه است.
مدل میانگین- واریانس به این شکل عمل میکند که اگر دو سبد از سهام شرکتهای مختلف فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران وجود داشته باشد که دارای بازده یکسان باشند، سبدی انتخاب میشود که دارای ریسک کمتری باشد و همچنین اگر دو سبد با مشخصات بیان شده وجود داشته باشند که دارای ریسک برابر باشند، سبدی بهینه است که بازده آن بالاتر باشد.
بر این اساس، مدل میانگین - واریانس همواره بر اساس محاسبه مقادیر بازده و ریسک (واریانس) به انتخاب بهترین سبد با در نظر گرفتن حجم مشخصی سرمایهگذاری بر روی هر کدام از داراییها مبادرت میورزد. در مدل میانگین - واریانس ارائه شده توسط مارکویتز، در طول فرآیند بهینه سازی، این امکان وجود ندارد که وقتی مقدار بازده محاسبه شده کمتر از حد مشخص بازده (عایدی) است سبدهای غیربهینه را حذف كند. به عبارت سادهتر وقتی که ارزش بازده به مقدار قابل توجهی کاهش مییابد، مدل همچنان به انتخاب سبد با ریسک کمتر اقدام میکند؛ در صورتی که در شرایط منطقی لازم است که این هشدار به سرمایهگذار داده شود که سبد بهینه انتخاب شده اصلا مناسب سرمایهگذاری نیست یا به تعبیر دیگر سرمایهگذاری با چنین شرایطی صرفه اقتصادی ندارد. در این وضعیت، حد مشخص بازده به عنوان عامل ورشکستگی به این شكل مطرح میشود كه ارزش پولی تكتك سهامهای موجود در سبد از مقدار مشخصی پایینتر نباشد. با اضافه کردن عامل ورشکستگی این امنیت خاطر به سرمایهگذار داده میشود که تمام نیازهای مربوط به سرمایهگذاری در مدل لحاظ شده است. عامل ورشکستگی میتواند به شکل سود بدون ریسک بانکها یا موسسات اعتبار در ساخت مدل ریاضی مطرح باشد؛ به نحوی كه ارزش زمانی داراییهای موجود در سبد، با ارزش زمانی سرمایهگذاری شده در بانك مقایسه شود و سپس در صورت با صرفه بودن، بهینهسازی سبد انجام شود. سبد بهینه مقادیر قابل تخصیص به سهامهای مختلف را به سرمایهگذار معرفی میکند.
به دلیل پتانسیلهایی که در اینگونه مدیریت سبد بهینه وجود دارد میتوان به مقادیر بازده و ریسک بهینه بهتر دست یافت. با تغییر در مقدار ورشکستگی مقادیر تخصیص داده شده به هر دارایی و همچنین بازده و ریسک مربوط به سبد، دستخوش تغییر میشود. به همین واسطه این امکان وجود دارد که در شرایط زمانی مختلف که قیمت سهامها در حال تغییر هستند، مقدار بهینه به دفعات محاسبه شود. مدیریت سبد بر طبق کنترل ورشکستگی به تمامی سرمایهگذاران، صندوقهای سرمایهگذاری و تمام مدیرهایی که به فعالیتهای سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تهران مشغول هستند، توصیه میشود تا به این واسطه از رخ دادن اتفاقات غیرمترقبه ناشی از افزایش و کاهش ناگهانی قیمتها جلوگیری کنند.
محمودرضا فلاحی (دانشجوی كارشناسی ارشد مهندسی مالی دانشگاه صنعتی امیركبیر)
مهرداد بختیاری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه بوعلی سینا همدان)