عکس

(افسانه ومریم)

شرایط نشان دهنده تحریف احتمالی در بندهای 39 و 40 درج شده است.
• تحمیل مهلت زمانی غیرواقع بینانه توسط مدیریت برای تكمیل حسابرسی.
• بیمیلی مدیریت نسبت به گزارشگری صادقانه به اشخاص ثالث ذیربط، مانند مراجع نظارتی و بانكها.
• تحمیل محدودیت در دامنه كار حسابرسی توسط مدیریت.
• شناسایی موضوعات با اهمیتی كه پیشتر توسط مدیریت افشا نشده است.
• اقلام عمدهای از حسابها كه حسابرسی آن مشكل است.
• پافشاری غیرمنطقی در بكارگیری استانداردهای حسابداری.
• شواهد متضاد ناكافی ارائه شده توسط مدیران یا كاركنان.
• شواهد كتبی غیرعادی مانند تغییرات دستی در مستندات یا تهیه مستندات دستی در جایی كه این مستندات معمولا توسط دستگاههای الكترونیكی تهیه میشود.
• ارائه اطلاعات با اكراه یا تاخیر غیرمنطقی.
• سوابق حسابداری كاملا ناقص یا ناكافی.
• معاملات بدون شواهد كافی و معتبر.
• معاملات غیرعادی از لحاظ ماهیت، اندازه یا پیچیدگی، بهویژه اگر در اواخر سال مالی روی داده باشد.
• معاملاتی كه طبق مجوز كلی یا خاص مدیران ثبت نشده است.
• مغایرات عمده بین حسابهای كل و حسابهای معین یا بین شمارش فیزیكی موجودیها و سوابق حسابداری مربوط كه به موقع و به نحو مناسب مورد بررسی و اصلاح قرار نگرفته است.
• كنترل ناكافی بر پردازش رایانهای (برای مثال، اشتباهات یا تاخیرهای زیاد در پردازشگری).
• تفاوتهای عمده بین نتایج واقعی و نتایج مورد انتظار بهدست آمده از بررسیهای تحلیلی.
• دریافت پاسخ تاییدیهها بهمراتب كمتر از میزان مورد انتظار یا مشخص شدن مغایرات عمده برمبنای تاییدیههای دریافتی.
• شواهد نشان دهنده ریخت و پاش بیش از حد در سطح زندگی مدیران یا كاركنان.
• حسابهای معلق سنواتی.
• مانده حسابها و اسناد دریافتنی كه مدت زیادی از سررسید آن گذشته است.
سرمایه انسانی
سرمایه ساختاری (سازمانی)
سر مایه مشتری (ارتباطی)
تعامل این سه جزء برای شرکت، ایجاد ارزش می کند. بنا براین برای تبدیل سرمایه فکری به ارزش، لازم است تا سازمان در هر سه زمینه قدرتمند باشد.
مزیت رقابتی سرمایه فکری:
داراییهای مشهود به راحتی می توانند در یک بازار خریداری گردند؛ بنابراین نمی توانند مزیت رقابتی برای شرکت ایجاد کنند. ولی سرمایه فکری به صورت داخلی ایجاد می شوند و در مهارت ها و تجارب کارکنان شرکت نهفته اند. به خاطر این ویژگی، شرکت حالت انحصاری پیدا می کند. مزیت رقابتی از تفاوت در انواع مختلف منابع سازمانی نشأت می گیرد و مهمترین معیارهای آن کمیابی منابع و ایجاد ارزش است.
ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک. اشک از چش و چالم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت. روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کفش. برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدن.
پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم. میگفت نون خوب خیلی مهمه! من که بازنشستهام... کاری ندارم... هر وقت برای خودمون گرفتم، برای شما هم میگیرم. در میزد و نون رو همون دم در میداد و میرفت. هیچ وقت هم بالا نمیاومد، هیچ وقت...
دستم چرب بود، اصغر در رو باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم رو خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدماست که بیشتر آدما دوسش دارن... این البته زیاد شامل مادرم نمیشد. صدای اصغر از توی راه پله میاومد که به اصرار تعارف میکرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت میکرد بالا. برای یه لحظه خشکم زد... ما خونوادهی سرد و نچسبی هستیم. هم رو نمیبوسیم، بغل نمیکنیم، قربون صدقهی هم نمیریم و از همه مهمتر، سرزده و بدون دعوت جایی نمیریم. خونوادهی اصغر اینجوری نبودن، در میزدنن ومیاومدن تو. روزی هفده بار با هم تلفنی حرف میزدن، قربون صدقهی هم می رفتن و قبیلهای بودن. برای همین هم اصغر نمیفهمید که کاری که داشت میکرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار میکرد و اصرار میکرد...
آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدن. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود، خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم... چیزهایی که الان وقتی فکرش رو میکنم خنده دار به نظر میاد. اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر میرسید. اصغر توی آشپزخونه اومد تا برای مهمونا چای بریزه. اخمای درهم رفته ی من رو دید.
پرسیدم برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم. گفتم ولی من این کتلتا رو برای فردا هم درست میکردم... گفت حالا مگه چی شده؟ گفتم چیزی نیست، اما...
در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم. پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟
تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم. تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو روی مبل کز کرده بودن. وقتی شام آماده شد پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم هم به بهونهی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردن و رفتن و این داستان فراموش شد و پونزده سال گذشت...
چند روز پیش برای خودم کتلت درست میکردم که فکرش مثل برق از سرم گذشت... نکنه وقتی با اصغر حرف میزدم، پدرم صحبت های ما را شنیده بود..؟ نکنه برای همین شام نخوردن..؟
از تصورش مهرههای پشتم تیر میکشه و دردی مثل دشنه تو دلم می شینه... راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها ازش تشکر نکردم..؟
آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر میدارم. یک قطره روغن میچکه توی ظرف و جلز محزونی میکنه. واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت..؟
حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم میخوره؛ من آدم زمختی هستم...
زمختی یعنی ندونستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها.
حالا دیگه چه اهمیتی داشت این سر دنیا، وسط آشپزخونهی خالی، چنگال به دست، کنار ماهیتابهای که بوی کتلت میداد، آه بکشم..؟
آخ... لعنتی... چقدر دلم تنگ شده براشون... فقط... فقط اگر الان پدر و مادرم از در تو میاومدن، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه... میوه داشتیم یا نه...
همه چیز کافی بود؛ من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک...
پدرم راست میگفت؛ نون خوب خیلی مهمه. من این روزها هر قدر بخوام میتونم کتلت درست کنم، اما کسی زنگ این در رو نخواهد زد، کسی که توی دستاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی باشه که بوی مهربونی بده...
اما دیگه چه اهمیتی داره..؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی، اهمیتش را می فهمی. نون سنگک خشخاشی دو آتیشه هم یکیش...
هر سرمایهگذاری که در بازار اقدام به سرمایهگذاری میکند از سرمایهگذاری صورت گرفته مقدار مشخصی بازده (سود) انتظار دارد و در مقابل مقدار مشخصی هم ریسک (عدم دستیابی به بازده مورد نظر) را به جان میخرد. در خصوص هر تصمیمی كه در خصوص سرمایهگذاری در هر بازار صورت میگیرد، پیوند بسیار تنگاتنگی بین ریسك و بازده هر یک از سرمایهگذاریها وجود دارد.
در واقع میزان سرمایهگذاری صورت گرفته توسط هر سرمایهگذار، وابسته به مقادیر بازده و ریسک است. باید توجه داشت كه دنیای واقعی متاثر از تاثیر عوامل اقتصادی مختلف بر روی یكدیگر است. به طور مثال، تقاضا برای كالای مصرفی را در نظر بگیرید كه فقط توسط دو شركت به آن پاسخ داده میشود. زمانی كه وضعیت شركت اول دچار بحران میشود، شركت دوم سهم بازار بیشتری كسب میکند و برعكس.
حال فرض كنید كه سرمایهگذاری قصد خرید سهام این دو شركت را دارد. دو حالت برای سرمایهگذار وجود دارد:
حالت اول اینكه اقدام به خرید سهام فقط یكی از شرکتها كند.
حالت دوم این است كه بخشی از سرمایه خود را به خرید سهام شركت اول و بخشی دیگر را به شركت دوم اختصاص دهد.
در حالت اول ممكن است كه سرمایهگذار بازده قابل توجهی (با توجه به افزایش ارزش سهم شرکت) به دست آورد، ولی از طرفی ممكن است كه شركت دیگر اقدام به اصلاح سازوکار داخلی خود كند تا بتواند در رقابت با شركت مقابل پیروز شود و در نتیجه شرکت اول دچار کاهش شدید قیمت سهام شود.
اما در حالت دوم به دلیل اینكه سرمایهگذار در تخصیص سرمایههای خود به شركت برتر، به صورت یكجا و كامل عمل نكرده و پیشبینی رشد شركت رقیب را در نظر گرفته است، اقدام به کاهش ریسک سرمایهگذاری خود کرده است. در واقع سرمایهگذار با خرید بخشی از سهام دو شركت اقدام به تشكیل پرتفوی (سبد سهام portfolio) كرده است.
معنی ساده واژه پرتفوی، سبد سرمایهگذاری به طور عام و سبد سهام از تركیب داراییهای سرمایهگذاری شده توسط یك سرمایهگذار است.
تحلیل سرمایهگذاری در اوراق بهادار در دو چارچوب كلی مورد بحث قرار میگیرد :
الف) تحلیل و گزینش سهام به طور جداگانه و منفرد – اعم از سهام شرکتهای خدماتی، سرمایهگذاری و تولیدی موجود در بورس اوراق بهادار.
ب)تشكیل سبدی از سهام.
در چارچوب اول، تحلیل تكنیكی و رویكرد بنیادی معیار خرید و فروش برای سرمایهگذار است.
در چارچوب دوم نظریه نوین پرتفوی، نظریه بازار سرمایه و فرضیه بازار كارآ مطرح میشود.
در سال 1950، هری مارکویتز مدل پیشنهادی خود را برای انتخاب پرتفولیو ارائه كرد. مدل میانگین (بازده) - واریانس (ریسک) مارکویتز، مشهورترین و متداولترین رویکرد در مساله تصمیم در مورد سرمایهگذاری است. در سال 1990 بود که مارکویتز به واسطه مدل ارائه شده جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.
دلیل اعطای جایزه نوبل به مارکویتز پی بردن به این نکته بود که مجموع ریسک تکداراییها از ریسک سبد تشکیل شده از داراییها بزرگتر است. همچنان باید به این نکته اشاره داشت که به عقیده برخی اندیشمندان، کارآترین وسیله برای انتخاب پرتفولیوی بهینه، مدل برنامهریزی ریاضی ارائه شده توسط مارکویتز است. از برجستهترین نکات مورد توجه در مدل مارکویتز توجه به ریسک سرمایهگذاری نه تنها بر اساس انحراف معیار یک سهام، بلکه با توجه به ریسک مجموعه سرمایهگذاری است.
مفروضات مدل مارکویتز عبارتند از:
1- سرمایهگذاران ریسک گریزند و مطلوبیت مورد انتظار افزایشی است.
2- سرمایهگذاران پرتفولیو را بر مبنای میانگین و واریانس مورد انتظار عایدی انتخاب كنند.
3- هر سرمایهگذاری تا بینهایت قابل تقسیم است.
4- سرمایهگذاران افق زمانی یک دورهای داشته و این برای همه سرمایهگذاران مشابه است.
مدل میانگین- واریانس به این شکل عمل میکند که اگر دو سبد از سهام شرکتهای مختلف فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران وجود داشته باشد که دارای بازده یکسان باشند، سبدی انتخاب میشود که دارای ریسک کمتری باشد و همچنین اگر دو سبد با مشخصات بیان شده وجود داشته باشند که دارای ریسک برابر باشند، سبدی بهینه است که بازده آن بالاتر باشد.
بر این اساس، مدل میانگین - واریانس همواره بر اساس محاسبه مقادیر بازده و ریسک (واریانس) به انتخاب بهترین سبد با در نظر گرفتن حجم مشخصی سرمایهگذاری بر روی هر کدام از داراییها مبادرت میورزد. در مدل میانگین - واریانس ارائه شده توسط مارکویتز، در طول فرآیند بهینه سازی، این امکان وجود ندارد که وقتی مقدار بازده محاسبه شده کمتر از حد مشخص بازده (عایدی) است سبدهای غیربهینه را حذف كند. به عبارت سادهتر وقتی که ارزش بازده به مقدار قابل توجهی کاهش مییابد، مدل همچنان به انتخاب سبد با ریسک کمتر اقدام میکند؛ در صورتی که در شرایط منطقی لازم است که این هشدار به سرمایهگذار داده شود که سبد بهینه انتخاب شده اصلا مناسب سرمایهگذاری نیست یا به تعبیر دیگر سرمایهگذاری با چنین شرایطی صرفه اقتصادی ندارد. در این وضعیت، حد مشخص بازده به عنوان عامل ورشکستگی به این شكل مطرح میشود كه ارزش پولی تكتك سهامهای موجود در سبد از مقدار مشخصی پایینتر نباشد. با اضافه کردن عامل ورشکستگی این امنیت خاطر به سرمایهگذار داده میشود که تمام نیازهای مربوط به سرمایهگذاری در مدل لحاظ شده است. عامل ورشکستگی میتواند به شکل سود بدون ریسک بانکها یا موسسات اعتبار در ساخت مدل ریاضی مطرح باشد؛ به نحوی كه ارزش زمانی داراییهای موجود در سبد، با ارزش زمانی سرمایهگذاری شده در بانك مقایسه شود و سپس در صورت با صرفه بودن، بهینهسازی سبد انجام شود. سبد بهینه مقادیر قابل تخصیص به سهامهای مختلف را به سرمایهگذار معرفی میکند.
به دلیل پتانسیلهایی که در اینگونه مدیریت سبد بهینه وجود دارد میتوان به مقادیر بازده و ریسک بهینه بهتر دست یافت. با تغییر در مقدار ورشکستگی مقادیر تخصیص داده شده به هر دارایی و همچنین بازده و ریسک مربوط به سبد، دستخوش تغییر میشود. به همین واسطه این امکان وجود دارد که در شرایط زمانی مختلف که قیمت سهامها در حال تغییر هستند، مقدار بهینه به دفعات محاسبه شود. مدیریت سبد بر طبق کنترل ورشکستگی به تمامی سرمایهگذاران، صندوقهای سرمایهگذاری و تمام مدیرهایی که به فعالیتهای سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تهران مشغول هستند، توصیه میشود تا به این واسطه از رخ دادن اتفاقات غیرمترقبه ناشی از افزایش و کاهش ناگهانی قیمتها جلوگیری کنند.
محمودرضا فلاحی (دانشجوی كارشناسی ارشد مهندسی مالی دانشگاه صنعتی امیركبیر)
مهرداد بختیاری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه بوعلی سینا همدان)
در جدیدترین «شاخص درک فساد» که سازمان شفافیت بین المللی به تازگی منتشر کرد، کشور ایران با 13 رتبه کاهش در جایگاه 133 در بین 176 کشور جهان و در کنار کشور هایی مثل روسیه، قزاقستان، هندوراس و آذربایجان جای گرفته است.
با استفاده از متدولوژی و مقیاس جدیدا معرفی شده برای گزارش سال جاری که از امتیاز صفر (حداكثر فساد اداري) تا 100 (بسیار پاک) تغییر می کند، امتیاز ایران عدد 28 به دست آمده است (در سالهای پیش از این، امتیازها از صفر تا ده تغییر میکرد و تعداد کشورها نیز در سال گذشته 183 بود).
سازمان شفافیت بین المللی یک سازمان مردم نهاد است که مقر آن در شهر برلین آلمان است و از سال 1995 شروع به فعالیت کرد. این سازمان خصوصی هدف خود را مبارزه با فساد و رشوه خواری در سطح جهان تعریف کرده است. معمولا ریشه ی فساد به سیاستهای مبهم دولتی و امتیازدهی های تبعیض آمیز بر می گردد. نمره ای که برای هر کشور اعلام می شود نشان دهنده ی میزان فسادی است که مردم تصور می کنند نهادهای اداری و سیاسی و نه مالی هر کشور به آن آلوده هستند. امتیاز پایین ایران را احتمالا می توان به فعالیت های بخش دولتی نسبت داد که سه عنصر کارمندان دولتی، سیاستمداران و شرکت های خصوصی در آن دخیل هستند و مسائلی مثل رشوه گیری، سوء استفاده از منابع عمومی، تصمیم گیری های مخفیانه و غیر شفاف در قراردادهای دولتی و تخصیص بودجه های دولتی و وجود تضاد منافع را دربر می گیرد.
شاخص جامع درک فساد بر اساس انواع نظرسنجی ها و ارزیابی های فساد محاسبه می شود که از داده های نهادهای مستقل و معتبر گوناگون مثل بانک جهانی و مجمع جهانی اقتصاد و البته نظرسنجی از رشوه دهندگان توسط سازمان شفافیت بین المللی گردآوری می شود. برای اینکه هر کشوری بتواند در این رتبه بندی جای بگیرد، باید دست کم از سه منبع آماری برای تهیه شاخص فساد آن کشور استفاده شده باشد.
در حالی که هیچ کشوری نتوانسته است امتیاز کامل 100 (بدون فساد) را کسب کند دو سوم از 176 کشور، امتیازاتی زیر 50 کسب کردند که باعث شرمساری چنین کشور هایی بوده و نیاز به شفافیت بیشتر در نهاد هایی که با منابع و امکانات عمومی سر و کار دارند و حرکت به سمت پاسخگویی بیشتر مقامات دولتی در چنین کشور هایی به شدت احساس می شود.
پاکترین کشورها در منطقه ی اسکاندیناوی هستند. دانمارک، فنلاند و زلاندنو با امتیاز 90 در بالای جدول و سومالی، افغانستان و کره ی شمالی با امتیاز 8 در انتهای جدول جای گرفتند. امتیاز کانادا 84، آلمان 79 و ژاپن و انگلستان توأمان 74 شده است. آمریکا با امتیاز 73 در رتبه ی نوزدهم و فرانسه نیز امتیاز 71 را کسب کرده است. چهار کشور بحران زده و بدهکار در جنوب اروپا نیز در بین همه ی کشورهای اروپایی وضعیت بدتری دارند: اسپانیا با امتیاز 65 در رتبه 30 و پرتغال رتبه 33 و ایتالیا رتبه 72 را دارند. یونان که گرفتار بحران شدید اقتصادی است، با رتبه 94 فاسدترین کشور در اروپا است (در وضعیتی پایینتر از کلمبیا، بنین و زامبیا).
رتبه چین 80 شده است که چهار رتبه بهتر از هند است. روسیه در فاصله ای دورتر رتبه 133 را دارد که شبیه سال گذشته جایزه فاسد ترین کشور در بین پنج عضو گروه بریکس را از آن خود می کند. عراق و ونزوئلا دو کشور نفتی نیز در بین فاسدترین کشورها هستند که به ترتیب در رتبه های 167 و 166 قرار گرفته و امتیاز 18 و 19 را کسب کردند.
پس از سقوط مبارک و انتخاب نخستین ريیس جمهور منتخب مردم، امیدها برای بهبود اوضاع در مصر افزایش یافت. اما این کشور با کسب 32 امتیاز و شش پله سقوط از 112 در سال گذشته به رتبه 118 رسید. این هشداری به سیاستمداران جدید مصری است که اگر می خواهند اعتماد مردم را به سمت خود جلب کنند و موفق به گذار به سمت دموکراسی شوند باید به مبارزه سخت و بیامان با فساد دولتی ادامه دهند.
تونس با دو پله سقوط در رتبه 75 است. سوریه نیز که صحنه ی درگیری بوده است، با 15 پله سقوط رتبه ای بهتر از 144 کسب نکرد.
حدود 78 درصد کشور های خاورمیانه، رتبه ی نامناسبي دارند. البته بهار عربی امید برای بهبود اوضاع را بالا برد، اما گذار به دموکراسی و تغییر اوضاع یکشبه رخ نداده و بسیار زمان بر است.
فساد باعث تبعیض اقتصادی شده و محیط کسب و کار را برای بنگاه های کوچک و متوسط دشوارتر می سازد و یکی از موانع تولید و ورود سرمایه های مولد به هر کشوری است. از جمله روشها برای کاهش فساد می توان از آزادی مطبوعات و استقلال رسانه ها نام برد که زمینه پاسخگو ساختن حکومت ها را فراهم می کند. تقویت اعتبار و استقلال قوه ی قضائیه و حاکمیت قانون به جای انجام صلاحدیدی امور و مصلحت اندیشی های شخصی نیز از جمله عواملی هستند که فساد را کاهش می دهند.
" Cost " عبارت است از هزینه هایی كه به بهای تمام شده تخصیص می یابند. این هزینه ها در پایان دوره می تواند یا هزینه شود و درصورت سود و زیان نشان داده شود و یا به موجودی باقی بماند و در ترازنامه منعكس شود.
" Expense " عبارت است از هزینه هایی كه در پایان دوره، در صورت سود و زیان از درآمد همان دوره كسر می شود.
مثال:
بهای تمام شده كالای ساخته شده: 1000
موجودی پایان دوره كالای ساخته شده: 75
موجودی پایان دوره مواد اولیه: 200
كالای در جریان ساخت پایان دوره: 350
هزینه های اداری و مالی: 150
هزینه های توزیع و فروش: 50
سایر هزینه های غیر عملیاتی: 20
محاسبه ی " Cost "
بهای تمام شده كالای ساخته شده + موجودی كالای درجریان ساخت + موجودی مواد اولیه
1000 + 200 + 350 = 1550
محاسبه ی " Expense "
بهای تمام شده كالای فروش رفته + هزینه های اداری و مالی + هزینه های توزیع و فروش + سایر هزینه های غیرعملیاتی
925 + 150 + 50 + 20 = 1145
شركتی اقدام به خرید سكه های طلا می كند.
نحوه ی ثبت و تاثیر افزایش و یا كاهش ناشی از نرخ طلا چگونه است؟
نحوه ی ثبت این دارایی، بستگی به هدف مدیریت از تحصیل آن دارد.
با فرض این که این شرکت، یک شرکت معمولی است، یعنی زمینه ی اصلی کارش سرمایه گذاری نیست، در زمان شناخت اولیه، این نوع دارایی به عنوان سرمایه گذاری سریع المعامله (چون هم برای آن بازار فعالی وجود دارد و هم نرخ در این بازار به صورت روزانه اعلام می شود) در سرفصل دارایی های جاری به بهای تمام شده (شامل هزینه های تحصیل) شناسایی می شود (جاری به شرطی که در آینده ی نزدیک قصد فروش داشته باشد):
سرمایه گذاری سریع المعامله (بد) نقد (بس)
و در پایان سال مالی، باید به دو روش ارزیابی شوند:
1. ارزش بازار (قیمت پیشنهاد خرید یا فروش یا میانگین آن ها): در این روش هر نوع افزایش یا کاهش مبلغ دفتری را به حساب سود و زیان دوره می بریم. مثلا:
اگر قیمت بالا رفت: سرمایگذاری (بد) درامد ناشی از افزایش ارزش سرمای گذاری (بس)
اگر قیمت پایین آمد: هزینه ی کاهش ارزش سرمایه گذاری (بد) سرمایه گذاری (بس)
2. روش اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش: در این روش طبق اصل محافظه کاری عمل می کنیم؛ یعنی افزایش ارزش را شناسایی نمیکنیم اما به محض کاهش در ارزش باید هزینه ی کاهش ارزش شناسایی شود:
اگر قیمت بالا رفت: به همان بهای تمام شده باقی می ماند (سود یا درآمد شناسایی نمی شود)
اگر قیمت پایین آمد: هزینه کاهش ارزش (بد) ذخیره کاهش ارزش (بس).
اگر در دوره های بعد افزایش ارزش داشتیم، باید تا همان کاهش قبلی سود شناسایی کنیم.