عکس

تبریک سال نو

سلام به همه ی هم کلاسیای گلم.امیدوارم سال نوبه همه خوش بگذره.شایدهیشکی این پستو نخونه ولی من دوست داشتم عیدوبهتون تبریک بگم.یادمون نره موقع تحویت سال واسه هم دعاکنیم. راستی توسال جدیدم یکم بیشترتووبلاگ فعال باشیم دلمون خوش شه.بازم ممنون...

(افسانه ومریم)

جملات زیبا

 جملاتی زیبا درباره تجارت:

 درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.

 خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.

 پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.

 ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.

 سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.

 انتظارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.

اندوخته قانونی

 نکته مهم در خصوص اندوخته قانونی این است که در صورتی که یک واحد تجاری مبلغ اندوخته قانونی خود را از سقف تعیین شده (10 درصد سرمایه) بیشتر در نظر گرفته باشد (مثلا 12 درصد) تحت هیچ عنوان اجازه کاهش مبلغ اندوخته خود را نخواهد داشت.

 تبصره 2 ماده 158 قانون تجارت: انتقال اندوخته قانونی به سرمایه ممنوع می باشد.

تحول حسابرسی

 تغییر شگرفی که اکنون در جریان است، تحول حسابرسی از حسابرسی مالی به حسابرسی جامع است که در آن علاوه بر رسیدگی و گزارش نسبت به صورت های مالی واحد مورد رسیدگی، عملیات و معاملات آن از لحاظ رعایت سیاست های مقرر شده توسط مراجع تصمیم گیرنده (مانند مجمع عمومی) و رعایت قوانین و مقررات حاکم بر فعالیت واحدهای اقتصادی رسیدگی می شود و کارایی مدیریت واحد مورد رسیدگی از لحاظ چگونگی استفاده از منابع موجود و نحوه اجرای برنامه و عملیات و نتایج حاصل از ان سنجیده و گزارش می شود. این گونه حسابرسی که جنبه اخیر آن حسابرسی مدیریت نامیده می شود عمدتا در مورد شرکتهای بزرگ که منابع کلان و حیطه فعالیت گسترده ای دارند و مدیریت آن از مالکیت سرمایه جداست، در پاسخ به ضرورت ارزیابی عملکرد مدیریت این گونه موسسات توسط متخصصین با صلاحیت (حسابداران و متخصیصینی از رشته های دیگر) اجرا می شود و چشم انداز تکامل حسابداری حرفه ای است.

موارد تحریف در صورت های مالی

 حسابرس‌ ممكن‌ است‌ با شرایطی‌ مواجه‌ شود كه‌، به‌ تنهایی‌ یا در مجموع‌، حاكی‌ از احتمال‌ وجود تحریف‌ با اهمیت‌ ناشی‌ از تقلب‌ یا اشتباه‌ در صورتهای‌ مالی‌ باشد. شرایط‌ زیر به‌ عنوان‌ نمونه‌ ارائه‌ شده‌ است‌ و لزوما كلیه‌ موارد را دربر نمی‌گیرد، ضمن‌ اینكه‌ احتمال‌ وجود همه‌ این‌ شرایط‌ در هر كار حسابرسی‌ نمی‌رود.

 شرایط‌ نشان دهنده‌ تحریف‌ احتمالی‌ در بندهای‌ 39 و 40 درج‌ شده‌ است‌.

 • تحمیل‌ مهلت‌ زمانی‌ غیرواقع‌ بینانه‌ توسط‌ مدیریت‌ برای‌ تكمیل‌ حسابرسی‌.

 • بی‌میلی‌ مدیریت‌ نسبت‌ به‌ گزارشگری‌ صادقانه‌ به‌ اشخاص‌ ثالث‌ ذیربط‌، مانند مراجع‌ نظارتی‌ و بانكها.

 • تحمیل‌ محدودیت‌ در دامنه‌ كار حسابرسی‌ توسط‌ مدیریت‌.

 • شناسایی‌ موضوعات‌ با اهمیتی‌ كه‌ پیشتر توسط‌ مدیریت‌ افشا نشده‌ است‌.

 • اقلام‌ عمده‌ای‌ از حسابها كه‌ حسابرسی‌ آن‌ مشكل‌ است‌.

 • پافشاری‌ غیرمنطقی‌ در بكارگیری‌ استانداردهای‌ حسابداری‌.

 • شواهد متضاد ناكافی‌ ارائه‌ شده‌ توسط‌ مدیران‌ یا كاركنان‌.

 • شواهد كتبی‌ غیرعادی‌ مانند تغییرات‌ دستی‌ در مستندات‌ یا تهیه‌ مستندات‌ دستی‌ در جایی‌ كه‌ این‌ مستندات‌ معمولا توسط‌ دستگاههای‌ الكترونیكی‌ تهیه‌ می‌شود.

 • ارائه‌ اطلاعات‌ با اكراه‌ یا تاخیر غیرمنطقی‌.

 • سوابق‌ حسابداری‌ كاملا ناقص‌ یا ناكافی‌.

 • معاملات‌ بدون‌ شواهد كافی‌ و معتبر.

 • معاملات‌ غیرعادی‌ از لحاظ‌ ماهیت‌، اندازه‌ یا پیچیدگی‌، به‌ویژه‌ اگر در اواخر سال‌ مالی‌ روی‌ داده‌ باشد.

 • معاملاتی‌ كه‌ طبق‌ مجوز كلی‌ یا خاص‌ مدیران‌ ثبت‌ نشده‌ است‌.

 • مغایرات‌ عمده‌ بین‌ حسابهای‌ كل‌ و حسابهای‌ معین‌ یا بین‌ شمارش‌ فیزیكی‌ موجودیها و سوابق‌ حسابداری‌ مربوط‌ كه‌ به‌ موقع‌ و به‌ نحو مناسب‌ مورد بررسی‌ و اصلاح‌ قرار نگرفته‌ است‌.

 • كنترل‌ ناكافی ‌بر پردازش‌ رایانه‌ای‌ (برای‌ مثال‌، اشتباهات‌ یا تاخیرهای‌ زیاد در پردازشگری‌).

 • تفاوتهای‌ عمده‌ بین‌ نتایج‌ واقعی‌ و نتایج‌ مورد انتظار به‌دست‌ آمده‌ از بررسیهای‌ تحلیلی‌.

 • دریافت‌ پاسخ‌ تاییدیه‌ها به‌مراتب‌ كمتر از میزان‌ مورد انتظار یا مشخص‌ شدن‌ مغایرات‌ عمده‌ برمبنای‌ تاییدیه‌های‌ دریافتی‌.

 • شواهد نشان دهنده‌ ریخت‌ و پاش‌ بیش‌ از حد در سطح‌ زندگی‌ مدیران‌ یا كاركنان‌.

 • حسابهای‌ معلق‌ سنواتی‌.

 • مانده‌ حسابها و اسناد دریافتنی‌ كه‌ مدت‌ زیادی‌ از سررسید آن‌ گذشته‌ است‌.

حقوق درخواستی

 هیچگاه در رزومه خود ننویسید "طبق قانون كار" و به هیچ عنوان این جمله را از كارفرما نپذیرید؛ چون قانون كار و حداقل آن كه هر ساله تعیین می شود برای كارگران ساده و بی تخصص و غیر دانشگاهی است نه برای شما كه كارشناس و كارشناس ارشد هستید و ۴ الی ۶ یا ۸ سال در دانشگاه كسب تخصص نموده اید و بعضا هم طراز مهندسین و یا بالاتر از مهندسین هستید و دارای تخصص حسابداری و مالی.

مدیر مالی

 یک حسابدار متخصص، در آینده می تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد؛ یعنی می تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایه گذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود می تواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیت ها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.

جملات بزرگان

 هیچ‌کس نمی‌تواند به کارمندان این دوره انگیزه ببخشد بلکه این انگیزه می‌بایست درون خود افراد وجود داشته باشد .

 هرمن کی

سرمایه فکری

 اجزاء سرمایه فکری:

 سرمایه انسانی
 سرمایه ساختاری (سازمانی)
 سر مایه مشتری (ارتباطی)

 تعامل این سه جزء برای شرکت، ایجاد ارزش می کند. بنا براین برای تبدیل سرمایه فکری به ارزش، لازم است تا سازمان در هر سه زمینه قدرتمند باشد.


 مزیت رقابتی سرمایه فکری:


 داراییهای مشهود به راحتی می توانند در یک بازار خریداری گردند؛ بنابراین نمی توانند مزیت رقابتی برای شرکت ایجاد کنند. ولی سرمایه فکری به صورت داخلی ایجاد می شوند و در مهارت ها و تجارب کارکنان شرکت نهفته اند. به خاطر این ویژگی، شرکت حالت انحصاری پیدا می کند. مزیت رقابتی از تفاوت در انواع مختلف منابع سازمانی نشأت می گیرد و مهمترین معیارهای آن کمیابی منابع و ایجاد ارزش است.

نون خوب خیلی مهمه!

 ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک. اشک از چش و چالم جاری بود. در یخچال رو باز کردم و تخم مرغ رو شکستم روی گوشت. روغن رو ریختم توی ماهیتابه و اولین کتلت رو کف دستم پهن کردم و خوابوندم کفش. برای خودش جلز جلز خفیفی کرد که زنگ در رو زدن.

 پدرم بود. بازم نون تازه آورده بود. نه من و نه اصغر حس و حال صف نونوایی نداشتیم. می‌گفت نون خوب خیلی مهمه! من که بازنشسته‌ام... کاری ندارم... هر وقت برای خودمون گرفتم، برای شما هم می‌گیرم. در می‌زد و نون رو همون دم در می‌داد و می‌رفت. هیچ وقت هم بالا نمی‌اومد، هیچ وقت...

 دستم چرب بود، اصغر در رو باز کرد و دوید توی راه پله. پدرم رو خیلی دوست داشت. کلا پدرم از اون جور آدماست که بیشتر آدما دوسش دارن... این البته زیاد شامل مادرم نمی‌شد. صدای اصغر از توی راه پله می‌اومد که به اصرار تعارف می‌کرد و پدر و مادرم را برای شام دعوت می‌کرد بالا. برای یه لحظه خشکم زد... ما خونواده‌ی سرد و نچسبی هستیم. هم رو نمی‌بوسیم، بغل نمی‌کنیم، قربون صدقه‌ی هم نمی‌ریم و از همه مهم‌تر، سرزده و بدون دعوت جایی  نمی‌ریم. خونواده‌ی اصغر اینجوری نبودن، در می‌زدنن ومی‌اومدن تو. روزی هفده بار با هم تلفنی حرف می‌زدن، قربون صدقه‌ی هم می رفتن و قبیله‌ای بودن. برای همین هم اصغر نمی‌فهمید که کاری که داشت می‌کرد مغایر اصول تربیتی من بود و هی اصرار می‌کرد و اصرار می‌کرد...

 آخر سر در باز شد و پدر مادرم وارد شدن. من اصلا خوشحال نشدم. خونه نامرتب بود، خسته بودم، تازه از سر کار برگشته بودم، توی یخچال میوه نداشتیم... چیزهایی که الان وقتی فکرش رو می‌کنم خنده دار به نظر میاد. اما اون روز لعنتی خیلی مهم به نظر می‌رسید. اصغر توی آشپزخونه اومد تا برای مهمونا چای بریزه. اخمای درهم رفته ی من رو دید.

 پرسیدم برای چی این قدر اصرار کردی؟ گفت خوب دیدم کتلت داریم گفتم با هم بخوریم. گفتم ولی من این کتلتا رو برای فردا هم درست می‌کردم... گفت حالا مگه چی شده؟ گفتم چیزی نیست، اما...

 در یخچال رو باز کردم و چند تا گوجه فرنگی رو با عصبانیت بیرون آوردم و زیر آب گرفتم. پدرم سرش رو توی آشپزخونه کرد و گفت دختر جون، ببخشید که مزاحمت شدیم. میخوای نونها رو برات ببرم؟

 تازه یادم افتاد که حتی بهشون سلام هم نکرده بودم. تمام شب عین دو تا جوجه کوچولو  روی مبل کز کرده بودن. وقتی شام آماده شد پدرم یک کتلت بیشتر بر نداشت. مادرم هم به بهونه‌ی گیاه خواری چند قاشق سالاد کنار بشقابش ریخت و بازی بازی کرد. خورده و نخورده خداحافظی کردن و رفتن و این داستان فراموش شد و پونزده سال گذشت...

 چند روز پیش برای خودم کتلت درست می‌کردم که  فکرش مثل برق از سرم گذشت... نکنه وقتی با اصغر حرف می‌زدم، پدرم صحبت های ما را شنیده بود..؟ نکنه برای همین شام نخوردن..؟

 از تصورش مهره‌های پشتم تیر می‌کشه و دردی مثل دشنه تو دلم می شینه... راستی چرا هیچ وقت برای اون نون سنگک ها  ازش تشکر نکردم..؟

 آخرین کتلت رو از روی ماهیتابه بر می‌دارم. یک قطره روغن می‌چکه توی ظرف و جلز محزونی می‌کنه. واقعا چهار تا کتلت چه اهمیتی داشت..؟

 حقیقت مثل یک تکه آجر توی صورتم می‌خوره؛ من آدم زمختی هستم...

 زمختی یعنی ندونستن قدر لحظه ها، یعنی نفهمیدن اهمیت چیزها، یعنی توجه به جزییات احمقانه و ندیدن مهم ترین ها.

 حالا دیگه چه اهمیتی داشت این سر دنیا، وسط آشپزخونه‌ی خالی، چنگال به دست، کنار ماهیتابه‌ای که بوی کتلت می‌داد، آه بکشم..؟

 آخ... لعنتی... چقدر دلم تنگ شده براشون... فقط... فقط اگر الان  پدر و مادرم از در تو می‌اومدن، دیگه چه اهمیتی داشت خونه تمیز بود یا نه...  میوه داشتیم یا نه...

 همه چیز کافی بود؛ من بودم و بوی عطر روسری مادرم، دست پدرم و نون سنگک...

 پدرم راست می‌گفت؛ نون خوب خیلی مهمه. من این روزها هر قدر بخوام می‌تونم کتلت درست کنم، اما  کسی زنگ این در رو نخواهد زد،  کسی که توی دستاش نون سنگک گرم و تازه و بی منتی باشه که بوی مهربونی بده...

 اما دیگه چه اهمیتی داره..؟ چیزهایی هست که وقتی از دستش دادی، اهمیتش را می فهمی. نون سنگک خشخاشی دو آتیشه هم یکیش...

مدیریت سبد سهام در اوراق بهادار با کمک كنترل ورشكستگی

 هر سرمایه‌گذاری که در بازار اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کند از سرمایه‌گذاری صورت گرفته مقدار مشخصی بازده (سود) انتظار دارد و در مقابل مقدار مشخصی هم ریسک (عدم دستیابی به بازده مورد نظر) را به جان می‌خرد. در خصوص هر تصمیمی كه در خصوص سرمایه‌گذاری در هر بازار صورت می‌گیرد، پیوند بسیار تنگاتنگی بین ریسك و بازده هر یک از سرمایه‌گذاری‌ها وجود دارد.


 در واقع میزان سرمایه‌گذاری صورت گرفته توسط هر سرمایه‌گذار، وابسته به مقادیر بازده و ریسک است. باید توجه داشت كه دنیای واقعی متاثر از تاثیر عوامل اقتصادی مختلف بر روی یكدیگر است. به طور مثال، تقاضا برای كالای مصرفی را در نظر بگیرید كه فقط توسط دو شركت به آن پاسخ داده می‌شود. زمانی كه وضعیت شركت اول دچار بحران می‌شود، شركت دوم سهم بازار بیشتری كسب می‌کند و برعكس.

 حال فرض كنید كه سرمایه‌گذاری قصد خرید سهام این دو شركت را دارد. دو حالت برای سرمایه‌گذار وجود دارد:

 حالت اول اینكه اقدام به خرید سهام فقط یكی از شرکت‌ها كند.

 حالت دوم این است كه بخشی از سرمایه خود را به خرید سهام شركت اول و بخشی دیگر را به شركت دوم اختصاص دهد.

 در حالت اول ممكن است كه سرمایه‌گذار بازده قابل توجهی (با توجه به افزایش ارزش سهم شرکت) به دست آورد، ولی از طرفی ممكن است كه شركت دیگر اقدام به اصلاح سازوکار داخلی خود كند تا بتواند در رقابت با شركت مقابل پیروز شود و در نتیجه شرکت اول دچار کاهش شدید قیمت سهام شود.

 اما در حالت دوم به دلیل اینكه سرمایه‌گذار در تخصیص سرمایه‌های خود به شركت برتر، به صورت یكجا و كامل عمل نكرده و پیش‌بینی رشد شركت رقیب را در نظر گرفته است، اقدام به کاهش ریسک سرمایه‌گذاری خود کرده است. در واقع سرمایه‌گذار با خرید بخشی از سهام دو شركت اقدام به تشكیل پرتفوی (سبد سهام portfolio) كرده است.

 معنی ساده واژه پرتفوی، سبد سرمایه‌گذاری به طور عام و سبد سهام از تركیب دارایی‌های سرمایه‌گذاری شده توسط یك سرمایه‌گذار است.

 تحلیل سرمایه‌گذاری در اوراق بهادار در دو چارچوب كلی مورد بحث قرار می‌گیرد :

 الف) تحلیل و گزینش سهام به طور جداگانه و منفرد – اعم از سهام شرکت‌های خدماتی، سرمایه‌گذاری و تولیدی موجود در بورس اوراق بهادار.

 ب)تشكیل سبدی از سهام.

 در چارچوب اول، تحلیل تكنیكی و رویكرد بنیادی معیار خرید و فروش برای سرمایه‌گذار است.

 در چارچوب دوم نظریه نوین پرتفوی، نظریه بازار سرمایه و فرضیه بازار كارآ مطرح می‌شود.

 در سال 1950، هری مارکویتز مدل پیشنهادی خود را برای انتخاب‏ پرتفولیو ارائه كرد. مدل میانگین (بازده) - واریانس (ریسک) مارکویتز، مشهورترین‏ و متداول‌ترین رویکرد در مساله‌ تصمیم در مورد سرمایه‌گذاری‏ است. در سال 1990 بود که مارکویتز به واسطه مدل ارائه شده جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد.

 دلیل اعطای جایزه نوبل به مارکویتز پی بردن به این نکته بود که مجموع ریسک تک‌‌دارایی‌ها از ریسک سبد تشکیل شده از دارایی‌ها بزرگ‌تر است. همچنان باید به این نکته اشاره داشت که به عقیده برخی اندیشمندان، کارآترین وسیله برای‏ انتخاب پرتفولیوی بهینه، مدل برنامه‏ریزی ریاضی ارائه شده توسط مارکویتز است. از برجسته‏ترین نکات مورد توجه در مدل‏ مارکویتز توجه به ریسک سرمایه‏گذاری نه تنها بر اساس انحراف‏ معیار یک سهام، بلکه با توجه به ریسک مجموعه سرمایه‏گذاری‏ است.

 مفروضات مدل مارکویتز عبارتند از:

 1- سرمایه‏گذاران ریسک گریزند و مطلوبیت مورد انتظار افزایشی‏ است.

 2- سرمایه‏گذاران پرتفولیو را بر مبنای میانگین و واریانس مورد انتظار عایدی انتخاب كنند.

 3- هر سرمایه‏گذاری تا بی‏نهایت قابل تقسیم است.

 4- سرمایه‏گذاران افق زمانی یک دوره‏ای داشته و این برای همه‏ سرمایه‏گذاران مشابه است.

 مدل میانگین- واریانس به این شکل عمل می‌کند که اگر دو سبد از سهام شرکت‌های مختلف فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران وجود داشته باشد که دارای بازده یکسان باشند، سبدی انتخاب می‌شود که دارای ریسک کمتری باشد و همچنین اگر دو سبد با مشخصات بیان شده وجود داشته باشند که دارای ریسک برابر باشند، سبدی بهینه است که بازده آن بالاتر باشد.

 بر این اساس، مدل میانگین - واریانس همواره بر اساس محاسبه مقادیر بازده و ریسک (واریانس) به انتخاب بهترین سبد با در نظر گرفتن حجم مشخصی سرمایه‌گذاری بر روی هر کدام از دارایی‌ها مبادرت می‌ورزد. در مدل میانگین - واریانس ارائه شده توسط مارکویتز، در طول فرآیند بهینه سازی، این امکان وجود ندارد که وقتی مقدار بازده محاسبه شده کمتر از حد مشخص بازده (عایدی) است سبدهای غیر‌بهینه را حذف كند. به عبارت ساده‌تر وقتی که ارزش بازده به مقدار قابل توجهی کاهش می‌یابد، مدل همچنان به انتخاب سبد با ریسک کمتر اقدام می‌کند؛ در صورتی که در شرایط منطقی لازم است که این هشدار به سرمایه‌گذار داده شود که سبد بهینه انتخاب شده اصلا مناسب سرمایه‌گذاری نیست یا به تعبیر دیگر سرمایه‌گذاری با چنین شرایطی صرفه اقتصادی ندارد. در این وضعیت، حد مشخص بازده به عنوان عامل ورشکستگی به این شكل مطرح می‌شود كه ارزش پولی تك‌تك سهام‌های موجود در سبد از مقدار مشخصی پایین‌تر نباشد. با اضافه کردن عامل ورشکستگی این امنیت خاطر به سرمایه‌گذار داده می‌شود که تمام نیاز‌های مربوط به سرمایه‌گذاری در مدل لحاظ شده است. عامل ورشکستگی می‌تواند به شکل سود بدون ریسک بانک‌ها یا موسسات اعتبار در ساخت مدل ریاضی مطرح باشد؛ به نحوی كه ارزش زمانی دارایی‌های موجود در سبد، با ارزش زمانی سرمایه‌گذاری شده در بانك مقایسه شود و سپس در صورت با صرفه بودن، بهینه‌سازی سبد انجام شود. سبد بهینه مقادیر قابل تخصیص به سهام‌های مختلف را به سرمایه‌گذار معرفی می‌کند. 

 به دلیل پتانسیل‌هایی که در این‌گونه مدیریت سبد بهینه وجود دارد می‌توان به مقادیر بازده و ریسک بهینه بهتر دست یافت. با تغییر در مقدار ورشکستگی مقادیر تخصیص داده شده به هر دارایی و همچنین بازده و ریسک مربوط به سبد، دست‌خوش تغییر می‌شود. به همین واسطه این امکان وجود دارد که در شرایط زمانی مختلف که قیمت سهام‌ها در حال تغییر هستند، مقدار بهینه به دفعات محاسبه شود. مدیریت سبد بر طبق کنترل ورشکستگی به تمامی سرمایه‌گذاران، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و تمام مدیر‌هایی که به فعالیت‎های سرمایه‌گذاری در بورس اوراق بهادار تهران مشغول هستند، توصیه می‌شود تا به این واسطه از رخ دادن اتفاقات غیرمترقبه ناشی از افزایش و کاهش ناگهانی قیمت‌ها جلوگیری کنند.

 

 محمود‌رضا فلاحی (دانشجوی كارشناسی ارشد مهندسی مالی دانشگاه صنعتی امیركبیر)

 مهرداد بختیاری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اقتصادی دانشگاه بوعلی سینا همدان)

وضعیت فساد و رشوه‌ خواری در سطح جهان

در جدیدترین «شاخص درک فساد» که سازمان شفافیت بین‌ المللی به تازگی منتشر کرد، کشور ایران با 13 رتبه کاهش در جایگاه 133 در بین 176 کشور جهان و در کنار کشور هایی مثل روسیه، قزاقستان، هندوراس و آذربایجان جای گرفته است.


 با استفاده از متدولوژی و مقیاس جدیدا معرفی شده برای گزارش سال جاری که از امتیاز صفر (حداكثر فساد‌ اداري) تا 100 (بسیار پاک) تغییر می‌ کند، امتیاز ایران عدد 28 به دست آمده است (در سال‌های پیش از این، امتیازها از صفر تا ده تغییر می‌کرد و تعداد کشورها نیز در سال گذشته 183 بود).

 سازمان شفافیت بین‌ المللی یک سازمان مردم‌ نهاد است که مقر آن در شهر برلین آلمان است و از سال 1995 شروع به فعالیت کرد. این سازمان خصوصی هدف خود را مبارزه با فساد و رشوه‌ خواری در سطح جهان تعریف کرده است. معمولا ریشه ی فساد به سیاست‌‌های مبهم دولتی و امتیازدهی‌ های تبعیض‌ آمیز بر می‌ گردد. نمره‌ ای که برای هر کشور اعلام می‌ شود نشان‌ دهنده ی میزان فسادی است که مردم تصور می‌ کنند نهادهای اداری و سیاسی و نه مالی هر کشور به آن آلوده هستند. امتیاز پایین ایران را احتمالا می‌ توان به فعالیت‌ های بخش دولتی نسبت داد که سه عنصر کارمندان دولتی، سیاستمداران و شرکت‌ های خصوصی در آن دخیل هستند و مسائلی مثل رشوه‌ گیری، سو‌ء استفاده از منابع عمومی، تصمیم‌ گیری‌ های مخفیانه و غیر شفاف در قراردادهای دولتی و تخصیص بودجه‌ های دولتی و وجود تضاد منافع را دربر می‌ گیرد.

 شاخص جامع درک فساد بر اساس انواع نظرسنجی‌ ها و ارزیابی‌ های فساد محاسبه می‌ شود که از داده‌ های نهادهای مستقل و معتبر گوناگون مثل بانک‌ جهانی و مجمع جهانی اقتصاد و البته نظرسنجی از رشوه‌ دهندگان توسط سازمان شفافیت بین‌ المللی گردآوری می‌ شود. برای اینکه هر کشوری بتواند در این رتبه‌ بندی جای بگیرد، باید دست‌ کم از سه منبع آماری برای تهیه شاخص فساد آن کشور استفاده شده باشد.

 در حالی که هیچ کشوری نتوانسته است امتیاز کامل 100 (بدون فساد) را کسب کند دو سوم از 176 کشور، امتیازاتی زیر 50 کسب کردند که باعث شرمساری چنین کشور هایی بوده و نیاز به شفافیت بیشتر در نهاد هایی که با منابع و امکانات عمومی سر و کار دارند و حرکت به سمت پاسخگویی بیشتر مقامات دولتی در چنین کشور هایی به شدت احساس می‌ شود.

 پاک‌ترین کشورها در منطقه ی اسکاندیناوی هستند. دانمارک، فنلاند و زلاندنو با امتیاز 90 در بالای جدول و سومالی، افغانستان و کره‌ ی شمالی با امتیاز 8 در انتهای جدول جای گرفتند. امتیاز کانادا 84، آلمان 79 و ژاپن و انگلستان توأمان 74 شده است. آمریکا با امتیاز 73 در رتبه ی نوزدهم و فرانسه نیز امتیاز 71 را کسب کرده است. چهار کشور بحران‌ زده و بدهکار در جنوب اروپا نیز در بین همه ی کشورهای اروپایی وضعیت بدتری دارند: اسپانیا با امتیاز 65 در رتبه 30 و پرتغال رتبه 33 و ایتالیا رتبه 72 را دارند. یونان که گرفتار بحران شدید اقتصادی است، با رتبه 94 فاسدترین کشور در اروپا است (در وضعیتی پایین‌تر از کلمبیا، بنین و زامبیا).

 رتبه چین 80 شده است که چهار رتبه بهتر از هند است. روسیه در فاصله‌ ای دورتر رتبه 133 را دارد که شبیه سال گذشته جایزه فاسد ترین کشور در بین پنج عضو گروه بریکس را از آن خود می‌ کند. عراق و ونزوئلا دو کشور نفتی نیز در بین فاسدترین کشورها هستند که به ترتیب در رتبه‌ های 167 و 166 قرار گرفته و امتیاز 18 و 19 را کسب کردند.

 پس از سقوط مبارک و انتخاب نخستین ريیس‌ جمهور منتخب مردم، امیدها برای بهبود اوضاع در مصر افزایش یافت. اما این کشور با کسب 32 امتیاز و شش پله سقوط از 112 در سال گذشته به رتبه 118 رسید. این هشداری به سیاستمداران جدید مصری است که اگر می‌ خواهند اعتماد مردم را به سمت خود جلب کنند و موفق به گذار به سمت دموکراسی شوند باید به مبارزه سخت و بی‌امان با فساد دولتی ادامه دهند.

 تونس با دو پله سقوط در رتبه 75 است. سوریه نیز که صحنه ی درگیری بوده است، با 15 پله سقوط رتبه‌ ای بهتر از 144 کسب نکرد.

 حدود 78 درصد کشور های خاورمیانه، رتبه ی نامناسبي دارند. البته بهار عربی امید برای بهبود اوضاع را بالا برد، اما گذار به دموکراسی و تغییر اوضاع یک‌شبه رخ نداده و بسیار زمان‌ بر است.

 فساد باعث تبعیض اقتصادی شده و محیط کسب و کار را برای بنگاه‌ های کوچک و متوسط دشوارتر می‌ سازد و یکی از موانع تولید و ورود سرمایه‌ های مولد به هر کشوری است. از جمله روش‌ها برای کاهش فساد می‌ توان از آزادی مطبوعات و استقلال رسانه‌ ها نام برد که زمینه پاسخگو ساختن حکومت‌ ها را فراهم می‌ کند. تقویت اعتبار و استقلال قوه ی قضائیه و حاکمیت قانون به جای انجام صلاحدید‌ی امور و مصلحت‌ اندیشی‌ های شخصی نیز از جمله عواملی هستند که فساد را کاهش می‌ دهند.

فقر

 فقر، چیزی را "نداشتن" است، ولی، آن چیز پول نیست؛

 طلا و غذا نیست؛

 فقر، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی می نشیند؛

 فقر، تیغه های برنده ی ماشین بازیافت است،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد می كند؛

 فقر، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند؛

 فقر، پوست موزی است كه از پنجره ی یك اتومبیل به خیابان انداخته می شود؛

 فقر، همه جا سر می كشد؛

 فقر، شاید شب را " بی غذا " سر كردن نباشد؛

 فقر، روز را " بی اندیشه " سر كردن است؛

 فقر معلول علت های زائیده از بی اندیشگی است...

فرق بين Cost و Expense

 " Cost " عبارت است از هزینه هایی كه به بهای تمام شده تخصیص می یابند. این هزینه ها در پایان دوره می تواند یا هزینه شود و درصورت سود و زیان نشان داده شود و یا به موجودی باقی بماند و در ترازنامه منعكس شود.

 " Expense " عبارت است از هزینه هایی كه در پایان دوره، در صورت سود و زیان از درآمد همان دوره كسر می شود.

 مثال:

 بهای تمام شده كالای ساخته شده:  1000

 موجودی پایان دوره كالای ساخته شده:  75

 موجودی پایان دوره مواد اولیه:  200

 كالای در جریان ساخت پایان دوره:  350

 هزینه های اداری و مالی:  150

 هزینه های توزیع و فروش:  50

 سایر هزینه های غیر عملیاتی:  20

 محاسبه ی " Cost "

 بهای تمام شده كالای ساخته شده + موجودی كالای درجریان ساخت + موجودی مواد اولیه

 1000 + 200 + 350 = 1550


 محاسبه ی " Expense "

 بهای تمام شده كالای فروش رفته + هزینه های اداری و مالی + هزینه های توزیع و فروش + سایر هزینه های غیرعملیاتی

 925 + 150 + 50 + 20 = 1145

منحنی یادگیری

 منحنی یادگیری بیان می کند که میزان کار لازم برای ساخت یک واحد محصول یا ارائه ی یک خدمت با پیشرفت کار، تا مدت معینی کاهش می یابد. این پدیده، به خصوص در مورد محصولات جدید مشاهده می شود؛ به این صورت که با بهبود کارایی، ساعات کار و در نتیجه دستمزد مستقیم کم می شود و باعث تقلیل بهای تمام شده ی یک واحد محصول می گردد. تجزیه و تحلیل این پدیده به برآورد و پیش بینی بهای تمام شده و قیمت گذاری محصولات کمک مؤثری می نماید.

خرید سکه و نحوه ی حسابداری آن

 شركتی اقدام به خرید سكه های طلا می كند.

 نحوه ی ثبت و تاثیر افزایش و یا كاهش ناشی از نرخ طلا چگونه است؟

 نحوه ی ثبت این دارایی، بستگی به هدف مدیریت از تحصیل آن دارد.

 با فرض این که این شرکت، یک شرکت معمولی است، یعنی زمینه ی اصلی کارش سرمایه گذاری نیست، در زمان شناخت اولیه، این نوع دارایی به عنوان سرمایه گذاری سریع المعامله (چون هم برای آن بازار فعالی وجود دارد و هم نرخ در این بازار به صورت روزانه اعلام می شود) در سرفصل دارایی های جاری به بهای تمام شده (شامل هزینه های تحصیل) شناسایی می شود (جاری به شرطی که در آینده ی نزدیک قصد فروش داشته باشد):

 سرمایه گذاری سریع المعامله (بد) نقد (بس)

 و در پایان سال مالی، باید به دو روش ارزیابی شوند:

 1. ارزش بازار (قیمت پیشنهاد خرید یا فروش یا میانگین آن ها): در این روش هر نوع افزایش یا کاهش مبلغ دفتری را به حساب سود و زیان دوره می بریم. مثلا:

 اگر قیمت بالا رفت: سرمایگذاری (بد) درامد ناشی از افزایش ارزش سرمای گذاری (بس)

 اگر قیمت پایین آمد: هزینه ی کاهش ارزش سرمایه گذاری (بد) سرمایه گذاری (بس)

 2. روش اقل بهای تمام شده و خالص ارزش فروش: در این روش طبق اصل محافظه کاری عمل می کنیم؛ یعنی افزایش ارزش را شناسایی نمیکنیم اما به محض کاهش در ارزش باید هزینه ی کاهش ارزش شناسایی شود:

 اگر قیمت بالا رفت: به همان بهای تمام شده باقی می ماند (سود یا درآمد شناسایی نمی شود)

 اگر قیمت پایین آمد: هزینه کاهش ارزش (بد) ذخیره کاهش ارزش (بس).

 اگر در دوره های بعد افزایش ارزش داشتیم، باید تا همان کاهش قبلی سود شناسایی کنیم.


 خب، حالا اگر این دارایی برای مقاصد بلند مدت تحصیل و نگهداری شود، در زمان تحصیل باید در سر فصل سرمایه گذاری های بلند مدت قرار بگیرد و در پایان دوره هم باید اصل محافظه کاری رعایت شود که دو روش دارد:

 1. روش بهای تمام شده پس از ذخیره ی کاهش ارزش دائمی: همان طور که از اسمش مشخص است، باید به بهای تمام شده ثبت شود و به محض شناسایی کاهش ارزش دارایی در پایان سال، باید ذخیره در نظر گرفته شود.

 2. روش تجدید ارزیابی: در این روش، کاهش در ارزش موجب شناسایی زیان می شود اما افزایش در ارزش به حسابی به اسم مازاد تجدید ارزیابی می رود. البته توجه داشته باشید که این افزایش ارزش به سود دوره نمی رود و حساب مازاد فقط باعث افزایش مجموع حقوق صاحبان سهام می شود و یک حساب دائمی است.

تفاوت حساب ذخیره و اندوخته

 1. تفاوت ذخیره با اندوخته چیست؟

  ذخیره نوعی بدهی است که زمان تسویه یا مبلغ آن نامشخص است و باید درصورت وجود معیارهای زیر شناسایی شود:

 الف. واحد تجاری تعهد فعلی در نتیجه ی رویداد های گذشته داشته باشد.

 ب. خروج منافع اقتصادی برای تسویه تعهد محتمل باشد.

 ج. مبلغ تعهد بگونه ای قابل اتکا قابل بر اورد باشد.

 اکثر ذخیره ها در آخر دوره ایجاد می شوند (زیرا طبق مفروضات حسابداری تعهدی، هزینه های هر دوره باید در همان دوره ثبت شوند) و برای دو مورد بکار می روند:

 الف. هزینه های احتمالی، مانند کاهش ارزش دارایی ها، مطالبات مشکوک الوصول، هزینه های معوقه و ...

 ب. بدهیهای احتمالی و برآوردی، مانند ذخیره ی مزایای پایان خدمت، مالیات و ...
 

 ولی اندوخته، بخشی از حقوق صاحبان سهام است و جزو سرمایه تحصیل شده به حساب می آید و نوعی محدودیت در تقسیم سود می باشد. اندوخته به دو نوع تقسیم می‌ شود:

 الف. اندوخته قانونی و اندوخته طرح توسه (به میزان 3% از سود قابل تخصیص در شرکت های تعاونی)

 ب. اندوخته اختیاری (که خود دارای شاخه های متفاوتی است)

 اندوخته قانونی 5% سود خالص است (در صورتی‌که شرکت سود ده باشد و در صورت زیان لازم نیست) و تا زمانی‌ که میزان اندوخته به 10% سرمایه ی اصلی برسد، اجباری است و اضافه بر آن را قانون به اختیار شرکت نهاده.


 2. آیا به حساب بردن اندوخته، جمع حقوق صاحبان سهام را تغییر می دهد؟

 خیر. چون اندوخته ها هم جزئی از حقوق صاحبان سهام است.


 3. کدام یک از اندوخته ها قابل برداشت می باشد و ثبت مربوطه چگونه است؟

 البته اطلاق واژه ی برداشت نادرست می باشد، زیرا اندوخته، پول نقد نیست که برداشت شود. طبق ماده ی 158 و 240 قانون تجارت، انتقال اندوخته ی قانونی به سرمایه ممنوع است؛ اما اگر به موجب مصوبه ی مجمع عمومی، محدودیت در تقسیم سود برداشته شود و یا افزایش سرمایه از محل اندوخته رخ دهد، انتقال سایر اندوخته ها و نیز عواید حاصل از اضافه ی ارزش سهام جدید به سرمایه ی شرکت و تقسیم آن ها بین سهامداران مجاز اعلام گردیده است (مشروط بر آن که در تصمیم مجمع عمومی صریحا قید شود که مبالغ مورد نظر از کدام یک از اندوخته ها باید برداشت و تقسیم گردد).
 
ثبت آن هم به طور خلاصه به صورت زیر است:

 اندوخته مورد نظر (بد)
 سود انباشته و یا افزایش سرمایه ی در جریان (سهام عادی) (بس)

 البته افزایش سرمایه در شرکتهای تعاونی مشمول قوانین خاص شرکتهای تعاونی است.

ارزش‌ منصفانه‌‌

 ارزش‌ منصفانه‌‌ مبلغی‌ است‌ كه‌ خریداری‌ مطلع‌ و مایل‌، و فروشنده‌ ای‌ مطلع‌ و مایل‌ می‌توانند در معامله‌ ای‌ حقیقی‌ و در شرایط‌ عادی‌، یك‌ دارایی‌ را در ازای‌ مبلغ‌ مزبور با یكدیگر مبادله‌ كنند.

تأثیر تورم بر ترازنامه

 به طور خلاصه، از تأثیرات تورم بر ترازنامه می توان موارد زیر را نام برد:


 ارزش دارائی ها را کمتر از واقع نشان می دهد.

 درآمدها را بیش از واقع نشان می دهد و باعث اضافه پرداخت مالیات می گردد.

 باعث تأثیرات متفاوتی بر شرکت ها می شود و در نتیجه کاهش قابلیت مقایسه پذیری می گردد.

 قابلیت جمع پذیری اعداد تاریخی را مشکل می کند.

 بسیاری از اعداد تاریخی مربوط نیستند.

 قابلیت پیش بینی را کاهش می دهد.

 بهای تاریخی سود و زیان، تغییر قدرت خرید را نشان نمی دهد.